السيد الخميني

13

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

فقر و محروميت مردم ، ميراث شاه همين حرفهايى كه ملت ايران به واسطهء همين حرفها دادش بلند شده است كه آقا ما نمىخواهيم بستهء به غير باشيم ، ما نمىخواهيم همهء منافع مملكت ما به شما داده بشود ؛ ما مىخواهيم منافع مملكتمان صرف اين فقرا و بيچاره‌ها بشود ، صرف اينهايى كه آب ندارند بخورند و هيچ چيز ندارند . مناطقى در ايران هيچ چيز ندارند . شما خيال [ نكنيد ] اينها مىآيند بعضيها نشان مىدهند . آن وقت بنا بر اين بود [ كه ] يكوقتى مىخواست مثلًا شاه عبور كند از يك جايى با يك نفر رئيسِ كذا ، مردم را الزام مىكردند به اينكه بايد سر جاده همه كت و شلوار خوب از جايى پيدا بكنيد بپوشيد بايستيد اينجا ، اينها ببينند كه خيال كنند همهء مملكت ما داراى لباس فاخر و يك چيزى ! بيچاره‌ها گرسنگى اينجا مىخوردند لكن آن وقت بايد از خارج يك عده‌اى بيايند با كت و شلوار بايستند آنجا ؛ يا خود اينها بروند لباس نو از يك جايى تهيه كنند بايستند آنجا و « زنده باد » بگويند تا اينكه آن آدمى كه آمده خيال كند كه واقعاً اينها يك مملكت مرفهى هستند ! چهار تا خيابان تهران را ملاحظه نكنيد ! برويد خوزستان را ببينيد و اطراف خوزستان كه آب همين طور هدر مىرود و زمين همين طور هدر مىرود و مردم همين طور گرسنگى مىخورند . برويد آنجاها را ببينيد كه به حَسَب روزنامهء اطلاعات - كه در چند وقت پيش از اين نوشته بود يا كيهان نوشته بود به اينكه - از بىآبى صبح كه مىشود بچه كه چشمش به هم به واسطهء تراخم [ چسبيده ] شده ، با بول چشم اين را باز مىكنند ! شما تهران را نگاه نكنيد چهار تا خيابان را درست كردند و چه مىكنند كه به رخ ديگران مىكشند كه خير ، مرفه و مرفه ! مملكت را بايد ، همهء مملكت را بايد نگاه كرد . آن دورافتاده‌ها را نگاه كنيد . شما در خود تهران اين زاغه‌نشينها را ملاحظه كنيد كه اينها چه مىكنند ، چه زندگىاى دارند . داد مملكت ، ملت ايران كه بلند شده براى يك همچو وضعى [ است ] كه الآن پيش آوردند اينها . از آن طرف در بلندگوهايشان و در تبليغاتشان هى تا راديو را باز مىكردند « اعليحضرت آريامهر » ! شما شايد پيدا نمىكرديد كه يك جايى كه تا باز مىكنند « اعليحضرت » چه كرد ، « و الا حضرت » چه كرد ! از آن طرف آن همه حرفها بود ، از اين